شهریور ۶, ۱۳۹۵ admin1 0دیدگاه

برقراری ارتباط: شما احتمالا دلایل زیادی دارید برای اینکه به یک دندانپزشک حرفه ای تبدیل شوید اما بدون شک یکی از آنها خدمت به دیگران است. برای اینکه در رسیدن به این هدف پسندیده موفق شوید شما باید تمرینات طاقت فرسایی داشته باشید و این هدف را به مجموعه ای از رویکردهای رفتاری با بیمارانتان تبدیل نمایید.

الگویی که ارتباط شما با بیمار را به یک فرایند درمانی تبدیل می کند اسامی و مدل های گوناگونی دارد از جمله مدل زیستی روانی اجتماعی و مدل بیمار محور و غیره. تمام این مدل ها یکسری عناصر مشترک دارند که شامل: احترام به بیمار به عنوان یک انسان، اختیار دادن به بیمار، عملکرد پزشک در یک سطح عاطفی می شود. اکنون به وضوح روشن است که برخورد با بیمار در قالب این اصول نه تنها باعث رضایت خاطر بیمار و پزشک می شود بلکه باعث حصول نتایج بهتری در مراقبت بهداشتی نیز می گردد.

یکسری از مهارت های اساسی در زیر خلاصه وار ذکر شده که در ادامه مفصلا توضیح داده خواهد شد یک یا دوتا از آنها را جهت مصاحبه با بیماران بعدی خود انتخاب نمایید:

روش های یک مصاحبه ماهرانه
§        گوش دادن فعالانه§        سوالات متناسب و هدفدار

§        ارتباط غیر کلامی

§        همدلی با بیمار

§        تصدیق

§        اطمینان بخشیدن

§        مشارکت

§        خلاصه کردن

§        انتقال نکات برجسته

§        اختیار دادن به بیمار

گوش دادن فعالانه: آنچه زیر بنای تمام این روش های ویژه است تمرین گوش دادن فعالانه می باشد. گوش دادن فعالانه به معنای توجه کامل به صحبت های بیمار، آگاهی از شرایط عاطفی بیمار و استفاده از مهارت های کلامی و غیرکلامی برای تشویق بیمار برای ادامه یا بسط صحبت هایش می باشد این امر نیازمند تمرین است هر چند شما وبیمار از تمرکز حین گوش دادن راضی باشید ممکن است به سادگی توجه شما به سوال بعدی یا تشخیص های افتراقی منحرف شود.

سوال های متناسب: انتخاب هایی جهت بسط و روشن سازی شرح حال بیمار و روش های متعددی برای کسب اطلاعات از بیماران بدون مداخله در جریان صحبت آنها وجود دارد ولی هدف شما باید تسهیل روند مصاحبه باشد. یادگیری روش هایی که در ادامه ذکر شده است به شما کمک خواهد کرد تا اطلاعات کافی از بیمار کسب کنید بدون اینکه جزئیات مهم را از دست بدهید و همچنین از پرسیدن سوالاتی که وقت زیاد می برد و بیمار را غیر فعال می کند پرهیز کنید.

سوالات متناسب : اجزاء بسط و روشن سازی شرح حال بیمار
§        سوالات مستقیم از عمومی تا اختصاصی§        سوال برای استخراج یک پاسخ طبقه بندی شده

§        پرسیدن چندسری از سوالات بطور همزمان

§        ارائه انتخابهای متعدد برای پاسخ ها

§        روشن کردن منظور بیمار

§        ساده سازی

§        بازتاب

از سوالات کلی به سمت سوالات متمرکز حرکت کنید. سوالات مستقیم باید از عمومی به سمت اختصاصی پیش برود به عنوان مثال ممکن است چنین ترتیبی داشته باشد:

-در مورد درد دندان خود به من بگویید”وقفه”

-دیگرچه؟”وقفه”

-آن را چطور احساس کردید؟”وقفه” به من نشان بدهید

-جای دیگری هم هست”وقفه” آیا به جایی انتقال می یابند؟”وقفه” به کدام ناحیه؟

سوالات مستقیم نباید به سوالاتی با جواب بله یا خیر منتهی شود اگر بیمار جواب آری به این سوال داد که “آیا درد شما شبیه فشار دادن است؟” شما در خطر جایگزین کردن کلماتتان به جای کلمات بیمار هستید در این مورد چنین عبارتی مناسب تر است “لطفا درد خود را توصیف کنید”

سوالات با پاسخ های درجه بندی شده بپرسید. در صورت لزوم از بیمار سوالاتی بپرسید که نیازمند سلسله پاسخ های درجه بندی شده باشد مثلا ” قبل از اینکه دچار تنگی نفس شوید چند طبقه می توانید بالا بروید؟” بهتر است نسبت به وقتی که “بالا می روید، دچار تنگی نفس می شوید؟”

مطمئن شوید که در هر نوبت فقط یک سوال پرسیده شود به عنوان مثال بیمار در پاسخ به این سوال که هیچ موردی از ناراحتی قلبی، فشار خون، دیابت وبیماری تیروئید داشته است ممکن است پاسخ منفی بدهد به این دلیل که به کلی گیج شده است؛ شما می توانید از این سوال استفاده کنید:” آیا تاکنون هیچکدام از این مشکلاتی را که نام می برم داشته اید؟” بعد از گفتن هر مورد کمی صبر کنید و تماس چشمی با بیمار برقرار کنید.

از سوالات چندجوابی استفاده کنید: گاهی بنظر می رسد که بیماران بدون کمک در توصیف علائمشان ناتوانند برای کاهش احتمال خطا از سوالات چند جوابی استفاده کنید”کدامیک از عبارات زیر درد شما را بهتر توصیف می کند:درد، تیزی، فشار، سوزش، تیر کشیدن، و یا چیز دیگر؟” تقریبا هر سوال مستقیمی حداقل می تواند ۲ جواب ممکن داشته باشد ” آیا هنگام غذا خوردن درد دارید یا بصورت خودبخود؟”

منظور بیمار را مشخص کنید: گاهی بیماران از کلمات مهم یا تداعی های غیرواضح استفاده می کنند برای درک منظور آنها باید از بیمار بخواهید منظور خود را روشن بیان کند. مثلا بدین صورت ” دقیقا به من بگوئید منظورتان از درد فک چیست؟” یا ” شما گفتید که لبتان گز گز می کند منظورتان چیست؟”

ساده سازی: زمانی که با وضعیت بدن، رفتار یا کلمات، بدون ذکر عنوان، بیمار را به ارئه اطلاعات بیشتر تشویق می کنید از ساده سازی استفاده کنید. مکث همراه با تکان دادن سر یا سکوت اختیار کردن و در عین حال آرام ماندن و توجه کردن به بیمار روشی برای ادامه دادن صحبتهای بیمار است. خم شدن به جلو، برقراری تماس چشمی و استفاده از ادامه دهنده ها مانند”آهان” “ادامه بده” یا ” گوش می کنم” همگی باعث حفظ جریان شرح حال بیمار می شود.

بازتاب: تکرار ساده سخنان بیمار وی را به بیان جزئیات حقایق و احساساش تشویق می کند مانند مثال زیر:

بیمار: درد شدیدتر شد و شروع به انتشار کرد. (مکث)

پاسخ: انتشار؟(مکث)

بیمار: بله به سمت شانه ام و سپس رو به پایین، دست چپم و انگشتانم، بسیار شدید بود به طوریکه فکر کردم دارم می میرم(مکث)

پاسخ: داشتی می مردی؟

بیمار: بله، درست شبیه دردی بود که پدرم هنگام حمله قلبی به آن دچار شده بود و من ترسیدم که همان اتفاق برای من افتاده باشد.

با این روش بازتاب نه تنها به تعیین محل و شدت درد کمک کرد بلکه درد بیمار از درد را نیز مشخص نمود . این امر موجب اشتباه در شرح حال یا قطع رشته افکار بیمار نمی گردد.

ارتباط غیر کلامی: ارتباط بدون کلام موضوع همیشگی و مهم برای بیان احساسات و عواطف است. نسبت به پیامهای بدون کلام بیشتر حساس شوید. این پیامها به شما اجازه می دهد به نحو موثرتری (بیمار را درک کنید) و پیامهای شخصی خود را بفرستید. به مواردی چون تماس چشمی، حالات چهره، وضعیت بدن، وضعیت سر و حرکات آن ( مانند لرزیدن یا تایید کردن) فاصله بیمار از شما و حالات بازوها، ساقها ولی بصورت ضربدری، خنثی یا باز کاملا توجه داشته باشید. هماهنگی وضعیت شما با بیمار ممکن است نشانه ای از افزایش ارتباط باشد. نزدیک شدن به بیمار با برقرای تماس فیزیکی (مانند گذاشتن دستتان روی بازوهای بیمار) می تواند نشانه همدردی شما با بیمار یا کمک به او برای کنترل احساساتش باشد. برقراری ارتباط بدون کلام در سطح خود آگاه اولین قدم در استفاده از این شکل از ارتباط با بیمار است. برای افزایش ارتباط می توانید از انعکاس شبه زبان بیمار یا کیفیت مکالمه مانند سرعت، آهنگ و بلندی صدای وی نیز استفاده کنید. استفاده از ارتباط غیرکلامی اولین قدم جهت برقراری ارتباط و جلب اعتماد بیمار می باشد.

ابراز همدلی: ابراز همدلی قسمتی از برقرای ارتباط و تقویت با بیمار است. زمانی که بیماران با شما صحبت می کنند احساساتی را که آگاهانه بیان نکرده اند با یا بدون کلام ابراز می کنند. برای ابراز همدلی با بیمارتان ابتدا باید احساسات او را درک کنید.

زمانی که احساسات ابراز نشده مهمی را از چهره، صدا، کلام یا رفتار بیمار در می یابید به جای حدس زدن در مورد آنها، از خود بیماران سوال کنید. می توانید به سادگی بپرسید که در این مورد چه احساسی داشتی؟ بدون اینکه به بیمار اجازه بدهید که متوجه علاقه شما به احساسات و حقایق شود، ممکن است نکات مهمی را از دست بدهید. به احساسات بیمار با درک و قبول آنها واکنش نشان دهید. این پاسخ ممکن است تنها یک جمله ساده باشد:”فهمیدم” “موضوع ناراحت کننده ای است” یا ” شما ناراحت بنظر می رسید” ممکن است همدردی بدون کلام باشند مثلا می توانید یک دستمال به فردی که گریه می کند بدهید یا به آرامی دست خود را روی بازوی بیمار بگذارید تا نشان دهید که او را درک می کنید وقتی می خواهید ابراز همدردی کنید باید مطمئن شوید که پاسخ مناسبی به احساسات بیمار می دهید. چنانچه در مورد بیماری که یکی از والدینش فوت کرده است اعتراف کنید که باید خیلی ناراحت باشد ولی مرگ بیمار را از فشار روحی و هزینه های طولانی مدت رها کرده است شرایط را به درستی تشخیص داده اید.

اطمینان خاطر دادن: هنگام گفتگو با بیماران مضطرب یا پریشان سعی کنید به آنها قوت قلب بدهید. ممکن است گفتن چنین جمله ای به نظرتان مناسب باشد “ناراحت نباشیدهمه چیز درست خواهد شد” در حالی که چنین نظری برای یک ارتباط غیر حرفه ای مناسب است و برای شما به عنوان یک پزشک معمولا سازنده نیست، ممکن است اشتباها در مورد مسائل نادرستی به بیمار اطمینان خاطر بدهید علاوه بر این اطمینان بخشی پیش از موعد ممکن است مانع از افشا کردن برخی از مطالب در مراحل بعدی شود به خصوص زمانی که بیمار احساس کند بروز اضطراب نشانه ضعف است. چنین اعترافی نیازمند تشویق است و نه پرده پوشی، اولین گام در اطمینان بخشی موثر تشخیص و قبول احساسات بیمار بدون اطمینان بخشی همزمان است. اینکار باعث تقویت احساس امنیت می شود اطمینان بخشی واقعی بسیاردیرتر و بعد از پایان مصاحبه کامل، معاینه فیزیکی و احتمالا بعضی تست های آزمایشگاهی خواهد بود. در این مرحله می توانید نظر خود را در مورد آنچه رخ می دهد به بیمار بگویید و آشکارا در مورد نگرانی های واقعی بحث کنید.

مشارکت: بعد از برقرای رابطه با بیماران، یکی از مراحل عمده، آشکار ساختن تمایلتان برای کار با بیماران در جریان این رابطه می باشد. هنگامی که شما با بیمار در مورد یک تشخیص بحث می کنید و یا عدم قطعیت در چگونگی توجیه علائم بیماری را مطرح می سازید بدون توجه به آنچه که در جریان بیماری حاصل می شود به بیماران این اطمینان خاطر را می دهید که با آنها یک رابطه شریکانه دارید چنین رابطه ای حتی برای شما به عنوان یک دندانپزشک بسیار مهم خواهد بود.

خلاصه کردن: ارائه خلاصه از شرح حال بیمار در جریان مصاحبه، فواید مختلفی دارد. این کار به بیمار نشان می دهد که شما به دقت به صحبتهایش توجه کرده اید. همچنین نشان می دهید که شما چه مطالبی را متوجه شده اید و چه مواردی را دریافت نکرده اید”حالا بگذارید مطمئن شوم که شرح حال کامل شده است شما گفتید ۳ روز است که دندان درد دارید و شبها بدتر می شود ؛ با آب سرد نیز تحریک می شود” و سپس ضمن توجه به بیمارمکث کنید و یا با گفتن “مورد دیگری هم هست؟” به بیمار اجازه دهید تا اطلاعات دیگری را اضافه کند و تایید کند که شما کامل صحبتهایش را گوش کرده اید. میتوانید در مراحل مختلفی از مصاحبه به خصوص از زمان پایان مصاحبه از خلاصه کردن برای شکل گیری استفاده کنید. این روش همچنین به شما که پزشک بیمار هستید اجازه می دهد نتایج پزشکی خود را سازماندهی کرده و افکار خود را به بیمار انتقال دهید. این امر موجب همکاری بیشتر بیمار در برقراری ارتباط با شما می گردد.

انتقال نکات برجسته: بیماران بنا به دلایل مختلفی احساس ناراحتی و آسیب پذیری دارند. برای اینکه احساس راحتی بیشتر داشته باشد در طی مصاحبه زمان تغییر موضوع یا مسیر را به وی اطلاع دهید این امر موجب افزایش احساس کنترل دروی می گردد. زمانی که از بخشی از شرح حال به بخش یگر می روید با عبارت کوتاه و گذرایی به بیماراطلاع دهید:” حالا می خواهم در مورد وضعیت سلامتی شما در گذشته سوالاتی بپرسم” دقیقا برای بیمار مشخص کنید که باید منتظر چه عملی باشند یا خود چه عملی انجام دهند”حالا می خواهم شما را معاینه کنم لطفا دهانتان را باز نمایید”. برای بیمار توضیح دهید که به آرامی دهانش را باز نماید؛ این موضوع باعث قدردانی بیمار از شما و گاهی افزایش اعتماد بیمار به شما می شود.

اختیار دادن به بیمار: ارتباط پزشک و بیمار باید برابر و متقابل باشد.

احساس بی تجربگی از جانب شما به عنوان یک دانشجو در طول زمان به احساس توانایی و اعتماد به نفس و مهارت به عنوان یک دندانپزشک تبدیل خواهد شد. اما بیماران دلایل بسیاری دارند تا احساس آسیب پذیر داشته باشند. آنها ممکن است درد داشته باشند یا از علائمشان نگران باشند و یا با سیستم مراقبت بهداشتی مشکل داشته باشند. اختلاف در جنس، قومیت، نژاد و یا سطح زندگی نیز از علل دیگر است با این وجود نهایتا بیمار باید این اختیار را داشته باشد تا از سلامتی خود مراقبت کند آنها باید طبق پیشنهاد شما روش زندگی خود را عوض کنند یا داروهایی را مصرف کنند. آنها باید متعاقب توصیه های شما احساس اعتماد به نفس درمورد توانایی هایشان داشته باشند.

آنچه که در زیر لیست شده است اصولی است که به شما کمک می کند تا با بیمارانتان در تقسیم قدرت و اختیار سهیم شوید.

اختیار دادن به بیمار: اصول تقسیم قدرت
§        جویا شدن نقطه نظر بیمار§        بیان توجه به بیمار به جای توجه به مشکل بیمار

§        پیروی کردن از راهنمایی بیمار

§        بدست آوردن رضایت عاطفی

§        سهیم شدن در اطلاعات با بیمار(مانند انتقال نکات برجسته)

§        روشن ساختن تفکر بالینی برای بیمار

§        آشکار ساختن حدود دانشتان

دکتر علیرضا جهانگیرنیا
متخصص جراحی دهان و فک و صورت
فلوشیپ جراحی های پیشرفته سینوس های پارانازال
فلوشیپ لیزر از دانشگاه آخن آلمان
Master ایمپلنت های دندانی از نیوجرسی امریکا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *